سیستم های هوشمند مدیریت کسب و کار

خرید بک لینک

عنوان مقاله: ارزیابی چالشهای پیادهسازی سیستم های هوشمند مدیریت کسب و کار در سازمان
مولف: مهندس علی کاظمی

چکیده: بسیاریاز سازمانها برای استقرار و پیاده سازی هوش تجاری که در جهت پیشبرد و بهبود تصمیمگیری مورد استفاده قرار میگیرد، هزینه های زیادی را متقبل میشوند. پیاده سازی اینسیستم های مدیریتی یک چالش، و سطح بندی و میزان کیفیت استقرار آنها، چالشی دیگربرای مدیریت است. در این مقاله پس از بررسی و مقایسه معیارها و زیر معیارهای مختلفدر راستای پیاده سازی هوش تجاری، با اتکا بر مطالعات تطبیقی و نظر خبرگان مخابرات، مدل مناسبی برای سنجش سطح آمادگی پیاده سازی هوش تجاری ارائه شود. این مدل در ششجنبه مختلف شامل " استراتژی و الزام هوش تجاری"،" تکنولوژیاطلاعات"، "حمایت مدیران"، "همسویی کسب و کار و فناوریاطلاعات"، "منابع انسانی" و "تعریف درست نیازمندی ها "مورد بررسی قرار میگیرد. دراین تحقیق سعی شده است پس از بررسی مدلهای ارائه شدهارزیابی زیرساختهای پیاده سازی هوش تجاری وبا در نظر گرفتن اهم چالشهای پیاده سازی
BI و بررسی دلایل شکست این پروژه در سازمانها، مولفه های موثر تفکیکشود. لذا درارزیابی چالشهای مواجه در پیاده سازی سیستم های مدیریت، سازمانها رایاری میکند تا در قدم اول جایگاه خود را قبل از پیاده سازی سیستم های مدیریت هوشتجاری مشخص کرده و میزان آمادگی سازمان برای استقرار سیستمها سنجیده گردد. سپسمقدمات و نیازهای قدم بعدی برای عملیاتی شدن در سازمان را دریابند. این مدل بهسازمان در طراحی، خرید و پیاده سازی سیستم ها و نرم افزارها به منظور پشتیبانیتصمیم بهتر در تمامی سطوح و مقابله با چالشهای پیش رو کمک می نماید.
واژه های کلیدی:هوش تجاری (
BI)، فناوری اطلاعات (IT)، پشتیبانی تصمیم، مدل سنج
مقدمه
در بازار متغیر کنونی و همراه با رشد فناوری اطلاعات در سازمان ها،سوق به سویداشتن زیرساختهای توانمند از جمله سیستم های اطلاعاتی، از چالش های استراتژیکسازمان ها می باشد. به نحوی که در طی دوره های مختلف مدیران با پیاده سازی سیستمهای اطلاعاتی مختلف در سازمان سعی در کسب اطلاعات مناسب از سیستم های خود داشتهاند. سازمانها دریافتهاند که دیگر تغییرات تدریجی و سطحی راهگشای مشکلات آناننیست و برای بقای سازمان لازم است تغییراتی اساسی و زیربنایی در سازمان ایجاد شود.هوشمندی کسب و کار یا هوش تجاری نه به عنوان یک ابزار یا یک محصول و یا حتی سیستم،بلکه به عنوان یک رویکرد جدید در معماری سازمانی بر اساس سرعت در تحلیل اطلاعات بهمنظور اتخاذ تصمیمات دقیق و هوشمند کسب و کار در حداقل زمان ممکن به عنوان راهکاریبرای سازمان های امروزه مطرح شده است.[1]
در معماری جدید سازمانی، جایگاه سیستم های هوش کسب و کار بسیار برجسته است، چرا کهبه مثابه دماسنجی می ماند که اوضاع و احوال سازمان را بر اساس کارکرد واحد هایمختلف نشان می دهد. در غیاب این دماسنج، هیچ گونه دیدی، هر چند کلی، از میزانپیشرفت کسب و کار در بازار و نحوه عملکرد واحد های مختلف سازمان به دست نخواهد آمدو همچنین هیچ معیاری برای تصمیم گیری درزمینه راهبرد سازمان در بازار و نحوه اتخاذتصمیم در شرایط خاص و بحرانی وجود نخواهد داشت.
بدلیل اینکه تصمیم گیری به روش سنتی باعث به مخاطره افتادن امنیت، بقائ و سود آوریمیگردد، هوشمندی کسب و کار به عنوان ابزاری برای جمع آوری، و تحلیل داده هایساختاری و غیر ساختاری مورد استفاده شرکتها است که آنها را از مزیت های تکنولوژیکیاطلاعات مدرن بهره مند می سازد.
سیستم های هوش تجاری با اصلاح و شفاف سازی جریانهای اطلاعاتی و مدیریت دانشسازمانها را برای موارد ذیل توانمند ساخته و به حل چالشهای ممکن پیش رو ی مدیرانکمک می کنند: [9]،[19]
- استمرار سود دهی از فروش محصولات
- تحلیل هزینه ها
- نظارت بر محیط اطراف
- کشف کلاهبرداری ها و قانون شکنی ها

سیستم های هوشمند کسب و کار و کاربردهای آن در سطوح سازمان
مسئله بهره وری بیشتر سازمان و کاهش هزینه های سازمان همواره از مهمترین دغدغه هایمدیران در سازمانهای مختلف بوده است. ارزش سیستم های هوش تجاری در تجارت به طورعمده بر این واقعیت دلالت دارد که چنین سیستم هایی، اطلاعاتی را ارائه میدهند کهممکن است به عنوان پایه ای برای ایجاد و تغییرات اساسی در یک شرکت خاص بکار روند.از جمله میتوان به برقراری زمینه های جدید برای همکاری، کسب مشتریان جدید، شناساییبازارهای جدید و ارائه محصولات جدید برای مشتریان اشاره کرد. سیستم های هوش تجاریتصمیم گیری را در تمامی سطوح مدیریت مورد حمایت قرار می دهند.
تعیین گرایش های تجاری سازمان، تحلیل عمق سازمان،پیش بینی وضعیت بازار و بالا بردنتوانایی رقابتی سازمان در بازار، بالا بردن میزان سوددهی سازمان، تنضیم قیمت ها بهنحو مطلوب، بالا بردن میزان فروش، کاهش هزینه ها، تحلیل سبد خرید، بالا بردن میزانرضایت مشتری، شناسایی مشتریان دائمی و حفظ آنها، تحلیل های مورد نیاز برای تقسیمبندی مشتری، بالا رفتن کارایی سازمان در انجام امور داخلی، قابلیت زمانبندی اموردر سازمان بصورت دقیق، توانایی استفاده مناسب از منابع اطلاعاتی موجود در سازمان،توانایی فراهم کردن اطلاعات با کیفیت بالا، ایجاد توانایی اتخاذ تصمیمات سریع درسازمان، نشخیص زود هنگام خطرات و فرصتها، کمک به ردگیری منشا ا صلی فاکتورهایحیاتی کارایی یک سازمان و ... ، اغلب اهداف ذکر شده فوق دارای رویکرد کاربردی میباشند. [17]، [20] هوش تجاری علاوه بر این اهداف کاربردی، برخی اهداف مهم زیرساختیهم دارد:
- در سطح راهبردی، سیستم های هوش تجاری، امکان تنظیم دقیق هدف ها و پیگیری تحققآنها را فراهم میسازند. ارائه گزارش های مقایسه ای مختلف مانند نتایج حاصل از بررسیهای تاریخی، سودمندی پیشنهادهای خاص، اثربخشی مجاری توزیع اطلاعات همراه با شبیهسازی نتایج مربوط به توسعه و پیش بینی اینده بر پایه برخی پیش فرضها را ممکن میسازد.[9]تصمیمات گرفته شده در این سطح غالبا در حوزه مسائل غیر ساختار یافته قراردارد و نتایج حاصل از آنها تاثیرات بلند مدت و کلانی در سازمان دارند.
- در سطح تاکتیکی، سیستم های هوش تجاری، ممکن است پایه ای را برای تصمیم گیریمنطبق با مدیریت بازار، مدیریت فروش، مدیریت مالی،مدیریت سرمایه و ..... بوجودآورند.این سیستم ها اجازه میدهند که شرکت نسبت به اقدامات آتی خوشبین بوده وعملکرد تکنولوژیکی، مالی و یا سازمانیش را در جهت تحقق هدف های راهبردی شرکت واثربخشی بیشتر آن، اصلاح کند. تصمیمات گرفته شده در ایده در این سطح، غالبا درحوزه مسائل ساختار یافته بوده و توسط مدیران میانی گرفته می شوند.
- در سطح عملیاتی، سیستم های هوش تجاری برای انجام تحلیل های موردی و پاسخ بهپرسشهای مرتبط با عملیات مداوم بخشها، برآوردهای مالی به روز شده، فروش و همکاریبا فروشندگان، مشتریان و ... مورد استفاده قرار می گیرند. تصمیمات گرفته شده دراین سطح غالبا در حوزه مسائل ساختار یافته می باشد و توسط مدیران عملیاتی گرفته میشوند.
کلیه اهداف مذکور در سازمانها بیشتر مربوط به ایجاد یک بستر، چارچوب و معماریباثبات قابل گسترش، تعامل پذیر و منعطف است که امکان بکارگیری فناوری های نوینتجاری را در سازمان فراهم می کند. [9]، [23]

پیش نیازهای استقرار هوش تجاری در سازمان ها
آیا همه سازمانها به سیستمهای گزارشگیری هوشمند نیاز دارند ؟ آیا همه آنها توانائیپیاده سازی هوش تجاری را دارند؟ آیا جهت پیاده سازی هوش تجاری باید در سازمانتغییراتی صورت گیرد ؟ آنچه که تحقیقات نشان میدهد اینست که استفاده از هوش تجاری بهسرعت در حال رشد است و سازمانهایی که مقیاس متوسط و بزرگ دارند تمایل بیشتری جهتاستفاده از اینگونه سیستمها دارند.
پس از اینکه نیاز به وجود سیستم هوش تجاری در سازمان مشخص شد، سوالی که برایمدیران سازمانها مطرح میشود اینست که آیا در سازمان آنها آمادگی طراحی و پیادهسازی هوش تجاری وجود دارد یا خیر؟ چه زیر ساختهایی جهت پیاده سازی هوش تجاری نیازاست و آیا معیارهایی وجود دارد که بر اساس آن بتوان آمادگی سازمان را سنجید؟
هوش تجاری مجموعه توانایی ها، تکنولوژی ها، ابزارها و راهکارهایی است که به درکبهتر مدیران از شرایط کسب و کار کمک می نماید. در چارچوب پیشنهادی پیاده سازی هوشتجاری، به طور موثر از سه مهارت تجارت، سازمان و فناوری اطلاعات برای پیاده سازیهوش تجاری استفاده شده است. به نوبه خود هر یک از این مهارت ها، تاثیر قابل توجهیدر فرآیند پیاده سازی هوش تجاری دارند. [8]، [31]
در واقع، هدف از ارائه این چارچوب، معرفی جنبه های درگیر در پیاده سازی هوش تجاریاست. زمینه های اساسی این سیستم، به طور کلی از سه قسمت تشکیل شده است.

- مهارت های تجاری: سازمان باید قادر باشد به سرعت تغییرات بازار را برای انطباقفرآیندهایش، با شرایط موجود تحلیل نماید. همچنین با توجه به درخواست متعددمشتریان، با استفاده از ابزارهای مختلف برای تصمیم گیری، نیازها و انتظارات رااولویت بندی و استراتژی قویی داشته باشد.
مهارت های فناوری اطلاعات : سازمان باید تمام زیرساخت های لازم را در جهت بروزرسانی با شناسایی، جمع آوری و دریافت
داده ها و ذخیره و حفظ آنها فراهم آورد و قادر به یکپارچه سازی داده های موجودباشد. همچنین با استفاده از فناوری اطلاعات، بر برنامه های هوش تجاری نظارت کند وبه این فرآیند به طور موثر کمک نماید.
از بعد تکنولوژی و فنی، وجود نرم افزارهای عملیاتی و میزان بلوغ تکنولوژی اطلاعاتیدر سازمان یکی از فاکتورهای اساسی در استقرار هوش تجاری می باشد. هنگامیکه روندجمع آوری اطلاعات در سازمان بصورت مکانیزه و از طریق نرم افزارهای کاربردی صورتگیرد، استقرار هوش تجاری در سازمان سریعتر و با سهولت بیشتری انجام می پذیرد.
- مهارت های سازمانی: سازمانها باید کارکنان خود را برای پیاده سازی این سیستمجدید درگیر نمایند، فرهنگ سازمانی مناسب به وجود آورند، تلاش برای پیاده سازی بهشکل گام به گام نمایند به دلیل اینکه در این بخش، اگر دقت کافی نشود، کارکنان وپرسنل در برابر تغییرات جدید مقاومت می نمایند. از سوی دیگر، سازمان باید به کاوشو توصیف داده ها بپردازد و در نهایت آنها را با دقت؛ تحلیل و خلاصه نماید. درمهارت های سازمانی از بعد مدیریتی، مواردی مانند: میزان حمایت مدیریت ارشد سازماناز پروژه اهمیت بسزائی دارد. پیاده سازی هوش تجاری در مقیاس سازمانی یکپارچگی درکلیه واحدهای سازمان را منجر میشود که این مسئله نیازمند حمایت همه جانبه بخشهایمختلف و تمایل آنها جهت به اشتراک گذاشتن داده های مربوط به خود میباشد. میزان آشنائیمدیران سازمان با ابزارهای تحلیل اطلاعات معیار دیگری است که بر اساس آن میتوانتوانائی سازمان را در اینگونه پروژه ها سنجید.[19]

معیارهای سنجش زیر ساخت استقرار هوش تجاری در سازمان
استقرار سیستم های هوش تجاری، برای سازمانهایی مناسب است که در آنها فرهنگ کاری وفرآیند های کاری با اطلاعات و فناوری اطلاعات هماهنگی داشته باشد.[12] چند نمونهاز مهمترین شاخص های این هماهنگی عبارتند از:
- وجود تحقیقات و بررسی های مداوم و مستمر درباره نیازهای اطلاعاتی سازمان(نیازهای فعلی و آتی)
- همکاری و ارتباط مبتنی بر اعتماد میان کاربران فناری اطلاعات سازمان مانند تصمیمگیرندگان و کارکنان عملیاتی سازمان با کارمندان و فعالان فناوری اطلاعات و مراکزدانش در سازمان
- وجود و نهادینه شدن فرهنگ اشتراک گذاری اطلاعات، دانش و تجربیات در سازمان
- درک نیاز، تمایل و توانایی در انجام فراتحلیل ها و استفاده از آنها نزد مدیرانسازمان جهت مدیریت بهتر سازمان
- مشارکت موثر فناوری اطلاعات و کسب و کار سازمان

چالشهای
BI
در راستای ایجاد
BI، برخی مشکلات و چالش های مهم سازمان عبارتند از:
• ایجاد
BI در سازمان نیاز به همکاری تنگاتنگ بین واحدهای مختلف داخل و خارجسازمان دارد.
• معمولا تعیین و تعریف اهداف مورد نظر سازمان در
BI مشکل است.
• اغلب سازمان ها به دلیل نداشتن اطلاعات کافی، راه اندازی
BI در یک سازمان را غیرعملییا بسیار مشکل می دانند.
• جمع آوری و یکپارچه کردن اطلاعات از
platform های سخت افزاری و نرمافزاری نامتجانس (heterogeneous).
• مدیریت سیستم های توزیع شده ای که هیچ نقطه مشترک کنترلی ندارند و دارای فعالیتهای حساس به زمان می باشند. (
time-sensitive operations).
• بهبود دسترسی به داده ها بدون افزایش هزینه ها.
• به هنگام سازی (
update) های متوالی داده های سازمان با افزایش سریعترافیک، بار زیادری را به شبکه های ارتباطی فعلی تحمیل می کند.
Back up برداشتن، بازیابی اطلاعات (recovery) و بایگانی کردن اطلاعات (archiving).
• استفاده موثر و به کارگیری مفید از فناوری های نوین بدون نیاز به زمانازکارافتادن زیاد (
downtime) سیستم های سازمان و هزینه بالا و آموزش هایمجدد حرفه ای برای کارکنان.
• تهیه و به کارگیری سرورهای قابل گسترش (
scalable servers) برای اجرای برنامه هایکاربردی با اندازه های terabyte.
• تهیه و به کارگیری حافظه های (
storage) ذخیره برای حفاظت داده هابه صورتی که قابل گسترش و قابل مدیریت باشند.
• سیستم های فعلی (داخل و خارج سازمان): بسیاری از سازمان ها قبل از استقرار هوشتجاری سال هاست که از سیستم های جامع و بزرگ مختلفی استفاده می کنند. این سیستم هابه قدری در سازمان نفوذ کرده اند که تصمیم به کنار گذاشتن آن ها از فرایندهایتجاری سازمان بنا به دلایل مختلف غیرممکن است.
BI به دلیل پیشنهاد frameworkجدید ممکن است با بسیاری از ساختارهای قبلی ناسازگار باشد. حل مشکل ناسازگاری بینسیستم های موجود و سیستم BI یکی از مهمترین چالش های سازمان است.
• فرایندهای فعلی (داخلی و خارجی): فناوری جدید
BI به همراه ساختار جدید وبستر فنی نوینی که به همراه می آورد، برای رسیدن به کارآیی مطلوب و استفاده بهینهاز تمامی قابلیت هایش نیازمند تغییر برخی فرایندهای تجاری قدیمی سازمان و سازگارشدن آن ها با فناوری نوین دارد. هزینه بر بودن این تغییر، مقاومت کارکنان و خودسازمان از چالش های مهم استقرار BI در یک سازمان است.
• سیستم های توزیع شده: یکی از مهمترین چشم انداز های
BI استقرار یک معماری یکپارچهبرای داده ها و اطلاعات سازمانی است. با توجه به عدم وجود چنین رویکردی در سازمانهای حال حاضر یکی از چالش های BI مدیریت و پردازش منابع توزیع شده ای از داده واطلاعات است که در نقاط مختلف سازمان بدون هیچ گونه ارتباطی پخش شده اند.
• برداشت نادرست از مفهوم
BI: برداشت های نادرست از BI مانند هر فناوری نویندیگری ممکن است منجر به افزایش ناگهانی انتظارات مدیران از سیستم و ناتوانی سیستماز پاسخگویی به آنها باشد.
• افزایش ناگهانی هزینه ها در ابتدای به کارگیری: عدم مدیریت صحیح فناوری هایی کهدر سطح گسترده ای از سازمان مورد استفاده قرار می گیرند ممکن است هزینه بالایی رابرای سازمان به وجود آورد.
BI به دلیل گستردگی اش در سازمان و نفوذ در بسیاریاز فرایندهای سازمانی ممکن است در ابتدای به کارگیری هزینه بسیاری را سربار سازمانکند. قسمتی از این هزینه بالا، طبیعی بوده و در بازگشت سرمایه جبران خواهد شد ولیقسمتی از این هزینه ها ممکن است به دلیل عدم مدیریت صحیح، عدم آموزش کافی کارکنان،عدم بررسی تمام جوانب سیستم و... به وجود آید.
با توجه به موارد فوق مشاهده می شود که تغییر از وضعیت زیرساخت ها و فرایندهایتجاری فعلی سازمان و سازگار کردن آنها با فناوری نوین
BI مهمترین چالش سازمان باشد.بهترین راهکار برای این سازگاری استفاده از روش های BPR(Business Process Reengineering) می باشد.
• یکی دیگر از چالش عمده سازمان ها در استقرار هوش تجاری، بحث یکپارچگی و تجمیعداده های سازمان در قالب انبار داده است.معمولا داه ها در یک سازمان توسط نرمافزارها و سیستم های اطلاعاتی مختلفی جمع آوری می شوند و همین موضوع باعث مشکل شدنکار تجمیع داده ها می شود. وقتی انبار داده مورد نظر سازمان به تمام زیر سیستم هاو نرم افزارهای سازمان وابسطه باشد، در صورت بروز مشکل در یک سیستم، کل پروژه دچارشکست خواهد شد.[12] ،[11]، [14]، [10]
رسیدن به هوشمندی واقعی به این معناست که بتوان برای این چالش های مهم بهترین راهحل را پیدا کرد.

اشتباهات رایج شرکت ها در ارزیابی زیرساختهای لازم برای پیاده سازی هوش تجاری ونادیده گرفتن موارد ذیل:
- نبود هیچ همراستایی صریحی بین استراتژی هوش کسب و کار و استراتژی کسب و کار
- ندانستن چگونگی تعریف نیازهای اطلاعاتی
- نداشتن چشم انداز بازاریابی برای اخذ حمایت سازمانی
- عدم وجود موقعیت استراتژیک هوش کسب و کار در کسب و کار سازمان
- عدم وجود منابع کافی و بودجه برای حمایت از تلاش های مورد نیاز برای یک طرح موفقهوش کسب و کار
- استفاده از زیرساخت های فنی که به اندازه کافی از هوش کسب و کار حمایت نمیکند
- استفاده از طراحی و روش های توسعه سیستم های اطلاعات عملیاتی
- عدم استفاده از رویکردهای مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار به منظور بهینه سازیاستفاده از قابلیت های هوش کسب و کار جدید
- عدم تمایل به ایجاد تغییرات سازمانی مورد نیاز برای به دست آوردن اطلاعات موردنیاز برای دستیابی به هوش کسب و کار
- عدم ایجاد مشوق های سازمانی
- عدم بهره برداری از پتانسیل کامل اطلاعات[16]

دلایل شکست پروژه های هوش تجاری درسازمان
هوش کسب وکار یک رویکرد و استراتژی بر مبنای معماری مبتنی بر فناوری اطلاعات است.اما پیاده سازی و استقرار هوش تجاری در سازمان نیازمند دیدگاهی همه جانبه است.دلیل 40 تا 60 درصد شکست پروژه های هوش تجاری رویکرد مبتنی بر فناوری اطلاعات محضبوده است.[2]، [4]، [5]
عواملی که برای شکست یک پروژه هوش تجاری میتوان در نظر گرفت عبارتند از:
1. فقدان همکاری و درگیری سازمانی
2 فقدان پشتیبانی از سوی سازمان
.3 فقدان بخش های اجرایی مختص کسب و کار
.4 فقدان کارشناس و آموزش
.5 فقدان برنامه ریزی دقیق
.6 فقدان توسعه تکراری
.7 داده های چند تکه و فاقد استاندارد
.8 عدم کیفیت داده های منبع و طراحی انبار داده ها
منبع: کتاب هوشمندی کسب و کار و داده کاوی

روش تحقیق
در این تحقیق، در مرحله اول، بررسی ادبیات موضوع در حوزه هوش تجاری انجام گردیده وویژگی های بیان شده برای هوش تجاری و همچنین معیارهای ارزیابی زیرساختهای پیادهسازی آن از منابع و مراجع مختلف و توجه به عوامل چالش زا برای
BIگردآوری شده و در جدول 1 ارائه شده اند. در مرحله دوم پس از استخراج معیارها و زیرمعیارهای مورد نظر، پرسشنامه مقایسه زوجیAHP فازی طراحی گردید. آز آنجاکه قلمرو مکانی تحقیق شرکت مخابرات میباشد، جامعه آماری این تحقیق شامل خبرگانحوزه هوش تجاری شرکت مخابرات می باشد.در مرحله سوم تحقیق با رویکرد استنتاج فازی،عوامل ساختاری موثر ، استخراج و شناسایی می شوند.و نهایتا مدل ارزیابی زیرساختهایپیاده سازی هوش تجاری با رویکرد استنتاج فازی ارائه میگردد.
به منظور ارزیابی معیار ها و زیر معیار ها به روش
AHP فازی، پرسشنامه مقایسهزوجی برای معیارها طراحی گردید. و نظر پاسخ دهندگان در زمینه اهمیت معیار هایارزیابی زیرساختهای پیاده سازی هوش تجاری در سازمان اندازه گیری گردید.مخاطب اصلینمونه برداری این تحقیق، خبرگان و مدیران ارشد فناوری اطلاعات شرکت مخابرات ومتخصصین هوش تجاری در شرکت بوده اند.

مولفه های ارزیابی آمادگی زیرساختهای پیاده سازی هوش تجاری
پس از بررسی و مطالعه منابع مختلف بالاخص مدلهای ارائه شده برای ارزیابیزیرساختهای لازم برای پیاده سازی هوش تجاری، مولفه های موثر بر سنجش آمادگیزیرساختهای لازم برای پیاده سازی هوش تجاری، شناسایی و استخراج گردید.بعد ازشناسایی مولفه ها، در شش بعد و رده اصلی، شامل "استراتژی و الزام
BI"، "تکنولوژی اطلاعات"، "حمایت مدیران"، "همسوییکسب و کار و فناوری"، "تعریف درست نیزمندی ها" و "نیرویانسانی" با عنوان مدل سنجش سطح آمادگی ارائه میگردد.

ساختارسلسله مراتبی معیارهای ارزیابی زیرساختهای پیاده سازی هوش تجاری
1- استراتژی و الزام
BI
1- رقبا
2- سیاستها، قوانین و الزامات
3- فرهنگ سنجش و اندازه گیری (بهبود مستمر)
4- فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی ( مهندسی فرایند تصمیم)
2- تکنولوژی اطلاعات (فناوری اطلاعات)
1- مدیریت تغییرات و سیستم موروثی
2- تجمیع اطلاعات
3- کیفیت دسترسی به اطلاعات
4- امکانات فنی (سخت افزار، میان نرم افزار، سیستم های مدیریت پایگاه داده)
3-حمایت مدیران
1- فرهنگ بکار گیری اطلاعات
2- همسوسازی کارکنان با تغییرات
3- پشتیبانی مالی
4- ایجاد نقشه راه هوش تجاری
4-همسویی کسب وکار و فناوری
1- ادراک مدیران از فناوری اطلاعات
2- کسب وکار محوری مدیران
3- نقش فناوری اطلاعات در سطوح استراتژیک سازمان
4- نقش پرسنل کسب و کار در پروژه های فناوری اطلاعات
5-تعریف درست نیازمندی ها
1- شناسایی فرصتها در عوامل مالی و فنی
2- مدیریت ریسک تجاری و فنی
3- استفاده موثر و قابل تکرار از
IT در پروژه ها
4- ساخت بستر فنی انبار داده و اطلاعات کافی
5- وجود فرایند های عملیاتی
6- استفاده از ابزارهای تحلیل و توسعه
6-نیروی انسانی
1- فرهنگ پذیرش اطلاعات
2- مشارکت کاربران
3- مهارت تیمی

وزن¬دهی گزینه¬ها بر اساس روش تحلیل گسترش یافته چانگ
چانگ در سال 1992 روشی بسیار ساده را برای بسط فرایند تحلیل سلسله مراتبی به فضایفازی ارائه داد. این روش که مبتنی بر میانگین حسابی نظرات خبرگان و روش نرمالایزساعتی و با استفاده از اعداد مثلثی فازی توسعه داده شده بود، مورد استقبال محققینقرار گرفت. مراحل انجام این روش به قرار زیر می¬باشد:

مرحله1؛ ترسیم درخت سلسله مراتبی: در این مرحله ساختار سلسله مراتب تصمیم را بااستفاده از سطوح هدف، معیار و گزینه ترسیم کنید.

مرحله2؛ تشکیل ماتریس مقایسات زوجی: با استفاده از نظر تصمیم گیرنده، ماتریسمقایسات با بهره¬گیری از اعداد فازی مثلثی را بر اساس نظرات چندین تصمیمگیرندهتشکیل دهید.

نتیجه گیری
این تحقیق نیاز و ضرورت ارزیابی زیرساختهای پیاده سازی هوش تجاری در سازمان رامطرح نمود و نشان داد سازمانهایی که هدف استقرار هوش تجاری را دارند باید قبل ازهر کاری به بررسی زیرساختهای لازم و سنجش میزان آمادگی سازمان بپردازند. همانطورکه در مقاله مطرح شده است این عوامل زیرساختی سهم بسیار مهمی از چالشهای احتمالی وموارد منجر به شکست پروژه های هوش تجاری را به خود اختصاص میدهند و همین امر منجربه لزوم توجه بیش تر به موارد فوق میباشد. سنجش و ارزیابی سازمان اطلاعاتی وکاربران کسب و کار، سطح فعالان هوش تجاری و فرهنگ سازمانی احتمال موفقیت سازمان دراستقرار ابتکارات هوش تجاری را افزایش میدهد.
قبل از اینکه سازمان ایجاد انبار داده و ابتکارات هوش تجاری را به عنوان مبدا حرکتقرار دهد میبایست خود ارزیابی را برای سنجش میزان آمادگی اش کامل نماید. آنها بایدبطور صادقانه مهارت های موجود، سطوح فعالان هوش تجاری و فرهنگ سازمانی را محاسبهکنند، قبل از هزینه و تعیین مجموع پول و بودجه مورد نیاز متوجه چالش های پیش روخواهند شد و میتوانند میزان موفقیت را تشخیص بدهند. با توجه به رتبه بندی معیارهایلازم، وجود فریمورک و اهداف استراتژیک برای هوش تجاری در درجه اول اهمیت قراردارد. در یک پیوستار، سازمان هایی که به هوش تجاری نگرش استراتژیک دارند، و از آنبه عنوان یک تسهیلگر برای تغییرات مورد نیاز کسب و کار و تحقق اهداف کلیدی آن بنامیکنند، به بهره سودهای بالایی که از نگاه وسیع تر به کسب و کار حاصل می شود، دستخواهند یافت. اهداف کسب و کار باید خلاقیت و سرمایه گذاری هوش تجاری را راهبریکند. با حمایت مدیران، تکنولوژی کارآمد و تعریف درست نیازمندی ها این همسویی میانکسب و کار و فناوری اطلاعات تامین گشته و نیروی کارآمد هدایت میشود. ارزیابی اینمولفه ها در سازمان به منظور آمادگی برای مقابله با چالش های پیش رو و یک پیادهسازی موفق ضروری مینماید.
تعریف پروژه " پیاده سازی هوش تجاری در شرکت مخابرات ایران "انجام شده واین مهم نشان دهنده وجود عزم جدی برای ایجاد انبار داده و یکپارچه سازی اطلاعات درشرکت مخابرت ایران است. با توجه به اینکه شرکت مخابرات ایران، در راستای پاسخ بهنیازهای جاری کسب و کار نیازمند بهره مندی از سیستمهای فناوری اطلاعات است، لذااین پروژه در راستای برنامه های بلند مدت و استراتژیک شرکت مخابرات ایران میباشداز همین رو این شرکت جهت انجام ارزیابی آمادگی مورد انتخاب قرار گرفته است.

منابع:
1- جمشید نامی و شاهو آقایی، 1391،"ارائه مدل سنجش سطح بلوغ هوش تجاری بارویکرد استنتاج فازی در صنعت بیمه ایران"
2- سعید روحانی ، احد زارع رواسان، زمستان 91، " مدل ارزیابی سطح هوش تجاریدر سیستم های سازمانی"، فصلنامه مطالعات مدیریت فناوری اطلاعات سال اول،شماره 2،
3- براهویی و همکاران. 1392. هوش تجاری، مفاهیم و اهمیت آن از دید مدیران سازمان.بازیابی ، بانک مقالات بازاریابی ایران.
4- علیرضا طالب پور، سید محمود شجاعی کیا سری، زمستان 92"ضرورت ها ، پیشنیازها، چالشها و مراحل استقرار هوش تجاری در سازمانها"
5- آمنه علاقبندان،1389"هوش تجاری موفق رازهایی برای کاریردی کردن هوشتجاری"،
HOWSON, Cindy"
6- آرش خسروی، شهریور 92،"ضرورت بکارگیری هوش سازمانی در سازمان ها، مرکزتحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی"
7- سیما صالحی، شرکت ایزایران ،" مروری بر روشهای ارزیابی هوشمندی کسب وکار"، مرکز معماری سازمانی
8- محمدرحیم اسفیدانی، روح الله نوری 1390،" هوش تجاری"
9- سید محمدطباطبایی نسب، منا رهایی، اسفند1390،"بررسی هوش تجاری و تعیینعوامل موثر برآن"، کنفرانس ملی فناوری اطلاعات و جهاد اقتصادی
10- آزاده عربی، اسفند1388،"10 چالش مهم برای موفقیت پروژه های هوشمندیتجاری"،
Shaku Atre
11- فرید خوش الحان و معصومه نوروزی، 1384،"بررسی دلایل شکست پروژه هایفناوری اطلاعات در سازمانها"، دومین کنفرانس بین المللی مدیریت پروژه
12- امیر مهرانی، 1388،"هوش تجاری برای مدیران"
13- سید محمدطباطبایی نسب، منا رهایی، 1390،"بررسی هوش تجاری و تعیین عواملموثر برآن"، کنفرانس ملی فناوری اطلاعات و جهاد اقتصادی،
14- وحید رضا سلامت،1390، "سیستم های هوش تجاری" (داده کاوان)
15- علیرضا سروش ، اردشیر بحرینی نژاد، 1388 ،"هوشمندی کسب و کار و دادهکاوی"
16-
SteveWilliams,Nancy Williams,2004,”Assessing BI Readiness:A Key to BIROI,
17-
Steve Williams,Nancy Williams,2007, ”The Profit Impactof Business Intelligence
18-
Deepak Pareek ,2007,”BUSINESS INTELLIGENCE FOR TELECOMMUNICATIONS”,
19-
Mahdi Bahrami,Mohammad Arabzad, Mazaher Ghorbani,2012,”Iovation InMarket Management by Utilizing Business Intelligence: Introducing Proposed Framework”,Social and Behavioral Sciences
20-
Celina M. Olszak and Ewa iemba, 2007، “Approach to Building and Implementing Business Intelligence Systems”,Poland. Interdisciplinary Joual of Information,Knowledge, and Management,

مدیریت فناوری اطلاعات...

ما را در سایت مدیریت فناوری اطلاعات دنبال می‌کنید

برچسب: سیستم های هوشمند,سیستم های هوشمند ساختمان,سیستم های هوشمند حمل و نقل, نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 22:25

صفحه بندی