تکنولوژی یا فناوری عبارت است از ابزار، روش و عملیاتی کهبرای تبدیل اقلام مصرفی به محصول ( داده به ستاده ) مورد استفاده قرار می گیرند (اعرابی & پارسیان, 1378).
تکنولوژی چیزی نیست مگر فرآیند تولید ماشین آلات، شیوه ها،رویه ها و روش های انجام امور می شود (اعرابی & پارسیان, 1378).
در سازمان، تکنولوژی با نوعی مواد اولیه شروع می شود.کارکنان روی مواد اولیه کار می کنند تا تغیراتی را در آنها ایجاد نمایند و بدانوسیله مواد اولیه به صورت کالای ساخته شده ( محصول سازمان ) در می آید (الوانی, 1375).
در سازمان های بزرگ و پیچیده ی کنونی نمی توان تکنولوژی رابه صورتی دقیق مشخص ساخت. تکنولوژی را به این صورت تعریف کرده اند :
· بررسی مواد اولیه که به داخل سازمان جریان می یابد.
· انواع فعالیت هایی که صورت می گیرد.
· میزان یا درجه ای که فرآیند تولید خودکار یا مکانیزه شده است.
· میزان یا درجه ای که یک نوع کار به جریان یا عمل دیگری وابسته است.
· تعداد محصولات جدید (قاسمی, 1388).
در سازمان تکنولوژی به دو دسته تقسیم می شود :
1- تولیدی
2- خدماتی
تکنولوژی تولیدی :
شامل فرآیند سنتی تولید و سیستم های تولید مبتنی بر کامپیوتر، می شود (اعرابی & پارسیان, 1378).
کسی که نتواند از تکنولوژی مناسب استفاده کند و یا نتواند بین استراتژی وساختار سازمانی هماهنگی لازم برقرار نماید، نمی تواند موفق شود. افزایش رقابتجهانی به معنی این است که بازار های جهانی دارای نوسانات شدیدتر شده اند، چرخهحیات محصول کوتاهتر است و مشتری از دانش و آگاهی های بیشتری برخوردار است وسرانجام اینکه برای تامین تقاضا های جدید باید از استراتژی مناسب استفاده کرد (احمدی, 1386).
تکنولوژی سازمان به چهار گروه تقسیم می شود :
· تکنولوژی ساده ( یکنواخت ) ؛ در سازمانی که دارای اینگونه تکنولوژی باشد، کارها هیچ گونه تنوع یا گوناگونی ندارد و از روش هایی استفاده می شود که عینی و قابلمحاسبه هستند. کار ها استاندارد شده و رسمی یا منظم هستند. دایره پرداخت در بانک وبخش مونتاژ یک کارخانه خودرو سازی نمونه هایی از آن می باشند (سیدجوادین, 1383).
· تکنولوژی هنری ؛ امور به صورتی نسبتا پایدار جریان می یابند، ولی، فرآیندتبدیل را نمی توان تجزیه و تحلیل یا آن را به طور کامل و دقیق درک کرد. برای انجامدادن کارها آموزش و تجربه زیادی لازم است، زیرا اعضای سازمان بر اساس تجربه، دانشو توانایی های شهودی در برابر عوامل محسوس باید واکنش نشان دهند (سیدجوادین, 1383).
· تکنولوژی مهندسی ؛ باید پیچیده باشد، زیرا کارهای انجام شده بسیار گوناگون ومتنوع هستند. ولی معمولا فعالیت های مختلف بر اساس فرمول ها، روش ها و راه هایمشخص انجام می شود. معمولا کارهای مهندسی و حسابداری در این گروه قرار می گیرند (سیدجوادین, 1383).
· تکنولوژی پیچیده ؛ بسیار متنوع و گوناگون است و فرآیند تبدیل را نمی توان بهصورت کامل تجزیه و تحلیل و درک کرد. در تکنولوژی پیچیده، باید تلاش بسیار زیادینمود تا مسائل و فعالیت ها را تجزیه و تحلیل کرد. معمولا برای هر مسئله چندین راهحل قابل قبول وجود دارد. برای انجام دادن کارها باید از تجزیه و تحلیل دانش فنیاستفاده کرد. تحقیقات پایه ای، برنامه ریزی استراتژیک معمولا در این گروه قراردارند (سیدجوادین, 1383).
تکنولوژی باعثمی شود که کارها و وظایف بین دوایر سر شکن شود و به آنها تخصیص یابد؛ همچنین موجبوابستگی بین دوایرخواهد شد. گروه هایی که از نظر کار به یکدیگر وابسته اند بایدروابط متقابل ( تعامل ) بیشتری با یکدیگر داشته باشند و در منابع با هم مشارکتکنند. وابستگی بین گروهی موجب به وجود آمدن اوضاع یا شرایطی می شود که به تضاد یاتعارض می انجامد (اعرابی & پارسیان, 1378).
تکنولوژی به طورکامل تجارت را تغییر داده است.
تکنولوژی به شکلواقعی اش به معنی چگونگی تبدیل درون داده ها به برون داده ها در یک سازمان است.ویژگی مشترک تکنولوژی های جدید این است که همگی در فرآیند انتقال درون داده ها بهبرون داده ها، ماشین آلات را جایگزین نیروی انسانی می کنند (احمدی, 1386).
پروفسور کنتز براین نظر بود که نگرش فرآیندی می تواند دگرگونی های روزمره را در بر گرفته و آنهارا به شکلی با هم ترکیب کند (قاسمی, 1388).
نگرش فرآیندی کهدر اصل توسط فایول ارائه شد، بر اساس وظایف مدیریتی می باشد.
فلسفه پیدایشفرآیند گرایی :
· دگرگونی فعالیت ها، کسب و کار وتغییر در همه حوزه ها
· پیشرفت روز افزون تکنولوژی
· تغییر نگرش به مشتری ( گستره انتظارات سفارشی )
· رقابت ( جهانی، پیدایش کارآفرین )
· نگرش نوین به انسان ها، نیروی انسانی
· محدودیت منابع (احمدی, 1386).
نگرش سیستمی :
دیدگاه سیستمی به مدیران حال و آینده اجازه می دهد که سازمان را به عنوان یککل که مشتمل بر سیستم های فرعی متعدد و اجزای مرتبط به هم است، مورد توجه قراردهند. دیدگاه سیستمی ایده برخی مدیران سطوح پایین سازمان را، که مشاغل خود راعناصر مجزا، ایستا و فاقد نقش، در حیات سازمان می پندارند رد می کند. دیدگاهسیستمی همه ی مدیران را ترغیب می کند تا محیطی را که بر فعالیت های سیستم آنهاتاثیر می گذارد مشخص نموده و آنرا بشناسد.همچنین به مدیران کمک می کند تا سازمانها را به عنوان الگو های با ثبات همراه با مرزهای مشخص ببینند و در خصوص اینکه چراسازمان ها در برابر تغییرات از خود مقاومت نشان می دهند، اطلاعاتی را بدست آورند.نهایتا اینکه توجه مدیران را به داده های مختلف و پردازش داده ها بصورتی گوناگونبه منظور نائل شدن به اهداف، هدایت می کند (الوانی, 1375).
منابع
احمدی, م. (1386). مدیریترفتار سازمانی. تهران: انتشارات کوهسار.
اعرابی, س., & پارسیان, ع. (1378). مبانی تئوری وطراحی سازمان. تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی.
الوانی, س. (1375). رفتار سازمانی. تهران: انتشاراتمروارید.
سیدجوادین, س. (1383). مدیریت رفتار سازمانی. تهران:انتشارات نگاه دانش.
قاسمی, ب. (1388). مدیریت رفتار سازمانی. تهران:انتشارات سپاهان.
مدیریت فناوری اطلاعات...
ما را در سایت مدیریت فناوری اطلاعات دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 7