آینده پژوهی و مدیریت استراتژیک

خرید بک لینک

عنوان مقاله: آینده پژوهی و مدیریتاستراتژیک
مولف: مهندس علی کاظمی
موضوع:
آینده پژوهی
چکیده: عناصرمدیریت استراتژیک وآینده پژوهی استراتژیک به شیوه های مرتبط در همه جا و در همهسطوح دولتها و بسیاری از سازمان ها در سال های گذشته بکار گرفته شده اند. چهار جهتجدید تحقیق در این زمینه پیشنهادشده است از جمله ؛ اینکه به طور کامل تر به ماهیتعمل مدیریت استراتژیک پرداخته شود، و بر یادگیری دانش آینده پژوهی به طور کلی بهعنوان بخشی از مدیریت استراتژیک تمرکزشده و به ویژه تمرکز در مورد چگونگی دانشاستراتژیک و نحو? استفاده از آن و اینکه می تواند با مدیریت راهبردی به شکل بهترییکپارچه شود. ثمر? تحقیقات متمرکز بیشتر می تواند حیط? کاربرد مدیریت استراتژیک راارتقا داده و همچنین ظرفیت سازمانی برای مقابله با چالش های فعلی و آینده و بهبودعملکرد در طولانی مدت را افزایش دهد. شاید بتوان بزرگترین هنر آینده اندیشی وآینده پژوهی را ایجاد آمادگی برای رویارویی با آینده دانست. بزرگترین دستاورد دانشنوپای آینده پژوهی این است که امروز به خوبی درک شود که فرآیند تکامل آینده، بسیارپیچیده تر از آن است که بتوان آن را پیشگویی کرد.
کلمات کلیدی: آینده پژوهی ، مدیریت استراتژیک ، تغییر، مدیریت مسئله.


مقدمه
آینده پژوهی تلاش سیستماتیک برای بررسی دراز مدت آینده علم، فناوری، محیط و جامعهبه منظور شناسایی پدیده های نو ظهور و حوزه های زیر بنایی تحقیقات استراتژیک استکه بیشترین منافع اجتماعی و اقتصادی را در برداشته باشد. بنابراین در جهان امروزآینده پژوهی و آینده نگری یک ضرورت است.مدیریت استراتژیک ممکن است به عنوان ادغاممناسب و معقول برنامه ریزی و اجرای مدیریت استراتژیک در سراسر سازمان (یا نهاددیگری) به منظور تحقق و ایجاد ارزش پایدار تعریف شود. از سال 1980، تئوری مدیریتاستراتژیک در قالب برنامه ریزی های استراتژیک با یک چارچوب جامع تر که در آنراهنماهای استراتژیک بودجه بندی و عملکرد طراحی شده بود تکامل یافت.
تئوری مدیریت استراتژیک در حال حاضر بر توسعه و هم ترازی مأموریت، استراتژی وعملیات سازمان همراه با ابتکارات استراتژیک بزرگ مانند سیاست های جدید، برنامه ویا پروژه متمرکز شده در حالی که توجه دقیق به ذینفعان به عنوان مدعیان با توجهمنابع و یا خروجیهای سازمان به صورت بارزی دیده می شود. هر چه افق زمانی فرآیندبیشتر باشد عدم قطعیت نیز بالاتر خواهد بود لذا دولتها در برنامه ریزی بلندمدتاستراتژیک خود نوعی آینده پژوهی را مورد توجه قرار می دهند که مرحله ای است و باتوجه به تغییرات ,آینده نگری و آینده پژوهی را مورد بازبینی قرار می دهند و آن راآینده پژوهی دوره ای می نامند که به عبارت بهتر می توان گفت این نوع از مدیریتاستراتژیک خود نوعی سیستم خود بازبینی دارد و آینده را فدای یکبار برنامه ریزی وبرنامه نویسی نمی کند بلکه خود را همواره با شرایط وفق می دهد.
آینده پژوهی ابزاری برای مهندسی هوشمندانه آینده است، پس بهتر است سازمان هایزیرک در کنار مدیریت ریسک به مقوله آینده پژوهی نیز توجه بیشتری داشته باشند تابا استفاده از مسیر هایی که این علم در اختیارشان میگذارد، راهبرد های معطوف بهآینده سازی را شناسایی نموده و با سهولت بیشتری به آیندههای مطلوب خود برسند.
با نگاه مختصری به نقش آینده در طراحی و تصمیم گیری، می توان به اهمیت آینده پژوهیدر مدیریت پی برد. هر چه افق زمانی فرآیند بیشتر باشد عدم قطعیت نیز بالاتر خواهدبود لذا دولتها در برنامه ریزی بلندمدت استراتژیک خود نوعی آینده پژوهی را موردتوجه قرار می دهند که مرحله ای است و با توجه به تغییرات ,آینده نگری و آیندهپژوهی را مورد بازبینی قرار می دهند و آن را آینده پژوهی دوره ای می نامند که بهعبارت بهتر می توان گفت این نوع از مدیریت استراتژیک خود نوعی سیستم خود بازبینیدارد و آینده را فدای یکبار برنامه ریزی و برنامه نویسی نمی کند بلکه خود راهمواره با شرایط وفق می دهد. در آغاز هزاره سوم جهت حصول جامع نگری در برنامه ریزیها، علم آینده پژوهی، ادبیات پراکنده و غیرمنسجم درخصوص برنامه ریزی برای آینده رابه علم مدون با اصول و مبانی متقن تبدیل کرده که وظیفه آن علاوه بر تحلیل روندهایگذشته، کشف، ابداع و ارزیابی آینده های ممکن، محتمل و مطلوب است. جهان معاصر عرصهتحولات شگرف و پویایی شتابنده است. تغییرات چنان غافلگیر کننده و برق آسا از راهمی رسند که کوچک ترین کم توجهی به آنها می تواند به بهای گزاف غافلگیری راهبردی درتمام عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی تمام شود. [3-1]
آینده پژوهی ابزاری برای مهندسی هوشمندانه آینده است، پس بهتر است سازمان هایزیرک در کنار مدیریت ریسک به مقوله آینده پژوهی نیز توجه بیشتری داشته باشند تابا استفاده از مسیر هایی که این علم در اختیارشان میگذارد، راهبرد های معطوف بهآینده سازی را شناسایی نموده و با سهولت بیشتری به آیندههای مطلوب خود برسند.


تعریف آیندهپژوهی
آینده پژوهی دیدن هر چیز قبل از وقوع آن است. بحران ها به جز در موارد نادر علائمهشدار دهنده ای را قبل از وقوع از خود بروز می دهند. مدیران نباید به راحتی ازکنار این علائم هشدار دهنده عبور کنند. البته بعضی از آنها نشانه ها را احساس نمیکنند چون وقایع آینده برایشان اهمیت ندارد. خلاصه این که مدیران می توانند باانجام آینده پژوهی، علایم اولیه خیلی از بحران ها را قبل از وقوع آنها درک و آنرامهار کنند. آینده پژوهی مشتمل بر مجموعه تلاشهایی است که با استفاده از تجزیه وتحلیل منابع، الگوها و عوامل تغییر و یا ثبات، به تجسم آینده های بالقوه و برنامهریزی برای تحقق آنها می پردازند. آینده نگاری، نگاشتن و تدوین ، نمایشنامه،فیلمنامه، و نیز مقاله و متون مربوط به آینده می باشد که معمولاً از عنصر تخیلعلمی برخوردار است. آینده نگاری ها بعضا نقش پیش فرضهای آینده پژوهی را ایفا کردهاند. آینده شناسی مطالعاتی چندرشته ای و فرارشته ای است که به منظور شناخت وضعیتممکن یا مطلوب یک جامعه در آینده صورت می گیرد. آینده شناسی فرآیندی است که به پیشبینی چندین رویداد مختلف در آینده می پردازد. در این تعریف، واژه پیش بینی بهمثابه گزاره ای به کار می رود که گویای احتمال نسبی وقوع برخی از فرآیندهای کلی یارشته ای از وقایع است. آینده شناسی، بخشی از علوم طراحی و یک شکل جدید طراحی وتکنولوژی اجتماع است. آینده پژوهی بیان پیامد های آتی تصمیمات فعلی، پیش بینیمسائل و مشکلات آینده همچنین طراحی راه حل های بدیل تا در نهایت جامعه دارای گزینههای بیشتری باشد و بتواند گزینه های مناسب و اخلاقی را انتخاب کند. میتوان کشورهاو جوامعی را دید که نتوانستند خود را با تحولات سازگار کنند و از این جهت از همفروپاشیدند. آنها ذات تغییر را درست نشناختند. آیندهشناسی از این منظر دانش شناختتغییرات است [7-4]. شناخت آینده از حیاتیترین علوم مورد نیاز هر انسانی است.آینده پژوهی یکی از علوم استراتژیک می باشد که در حوزه فناوری های نرم قرار میگیرد . آینده پژوهی فراتر از پیشبینی است و ادعای پیشگویی هم ندارد. آیندهپژوهیهنر شکل دادن به آینده است، به آن گونه که خواهان آینده هستیم. آینده پژوهی تلاشسیستماتیک برای بررسی دراز مدت آیند? علم ، فناوری، محیط و جامعه به منظور شناساییپدیده های نو ظهور و حوزه های زیر بنایی تحقیقات استراتژیک است که بیشترین منافعاجتماعی و اقتصادی را در پی خواهد داشت. آینده پژوهی دانش و معرفتی است که چشممردم را نسبت به رویدادها ، فرصتها و مخاطرات احتمالی آینده باز نگه داشته وابهامات مردم را کاهش داده و توانایی انتخاب گزینه های هوشمندانه جامعه و مردم راافزایش می دهد از این رو به همگان اجازه داده تا بدانند که به کجاها می توانندبروند (آینده های اکتشافی )، به کجا باید بروند (آینده های هنجاری ) و از چهمسیرهایی می توانند با سهولت بیشتری به آینده های مطلوب خود برسند (راهبردهایمعطوف به آینده سازی). [8-7]


روش تحقیق در آینده پژوهی
برخی محققان بر این باورند که اصولاً آینده قابل پژوهیدن نیست چرا که آنچه ما درمورد آیند ه داریم بر پایه یک سری فرضیاتی است که ضمانت قطعی برای وقوع ندارد واطلاعات ما نسبت به آینده تنها برخی حدس و گما نهاست که از نظر علمی چارچوب مناسبیرا برای یک تحقیق علمی محیا نمی آورند. این گروه، آینده پژوهی را آن هم در حد کمالخود، تنها پیش بینی آینده فرض می کنند. چون قطعیتی در یافته های پیش بینینیست،آینده پژوهی را هم دارای اعتبار کافی نمی دانند، و این مهم محققان آیند هپژوه را بر آن داشته تا به منظور پاسخگویی به پیروان این تفکر در جامعه علمی، بردقت انجام فعالیتهای آینده پژوهانه خود هر چه بیش از پیش بیافزایند و این باور راحاکم سازند که آینده پژوهی نیز همچون سایر علوم که از دالو نهای تکامل، گذشته و بهمرحله تکامل یافته ای رسیده که دیگر نمی توان به عنوان آیند هاندیشی از آن یاد کردکه رویکردی غیر فعال در برخورد با آینده است بلکه امروزه آینده پژوهی با برخوردفعالانه نسبت به آینده، سعی در ساخت آن دارد که مرتبه ای تکامل یافته تر از پیشبینی صرف و مطلق است.
در آینده پژوهی هر چه آیند ه مورد مطالعه دورتر باشد کسب اطلاعات آن نیز با سختیبیشتری میسر می شود به نحوی که برای افق های زمانی بسیار دور اطلاعات معتبرینخواهیم داشت. آنچنان که یک تاریخدان یافته های قابل استناد کمی نسبت به وقایعگذشته و با قدمت طولانی دارد و چه بسا در بسیاری موارد اصولاً فاقد اطلاعات است.لذا با این ادله نمی توان از غیر علمی بودن علم تاریخ سخن به میان آورد آنچنان کهنمی توان آینده پژوهی را دانش و مهارت عصر نوین ندانست. در تحقیقات آینده پژوهیاصولاً از روش های تجربی و میدانی نمی توانند بهره گیرند. از طرفی عدم وجود سابقهپژوهش که در بیشتر تحقیقات به عنوان عاملی مؤثر در راستای انجام تحقیق، پژوهشگر رایاری می رساند، در بیشتر تحقیقات آینده پژوهی وجود ندارد و عملاً محقق را باتنگناهای بسیاری مواجه می سازد. یکی دیگر از چالش های تحقیقات آینده پژوهی عدمتوانایی در بررسی و مرور ادبیات موضوح تحقیق است که گاهی این کار را غیرممکن وگاهی دشوار می سازد. آموزش حین عمل، کل نگری و توجه به بافتار از ویژگی هایتحقیقات آینده پژوهی هستند که گاهاً محدودیت هایی را برای محقق به دنبال دارند. بهطور مثال درک صحیح آزمودنی در بافتار، کاری است دشوار که گاهی محقق را در انجام آنناتوان می نماید به خصوص اگر آزمودنی یا نگریسته، انسان و ابعاد و اقدامات پیچیدهاو باشد. بنابراین محقق ممکن است از جامعه مورد تحقیق خود، بدون اطلاع و رضایتقبلی اطلاعات آشکار و در عین حال زیان بخش را جمع آوری کند که این نوعی تجاوز بهحقوق آزمودنی به شمار می رود و حتی در برخی تحقیقات ممکن است، محقق سبب مخاطراتقانونی، اخلاقی و جانی تیم تحقیق را فرآهم سازد چرا که ورود به بافتار هموارهخوشایند آزمودنی یا عوامل متعدد موجود درکی ساختار یا بافتار نیست. البته در اینروش، پدیده ها در دنیای واقعی و طبیعی بررسی می شوند که یک حسن بزرگ در حقیقی بودنو قابل اتکا بودن نتایج به شمار می آید. تحقیقات آینده پژوهی عموماً مشارکتی هستندکه این مهم گاهاً مشکل زا است. فرهنگ کار گروهی در بسیاری موارد کمرنگ و ضعیف استلذا بستر مساعد اینگونه فعالیتها نیازمند فرهنگ سازی در این خصوص است. در آیندهپژوهی، عدم ارائه چارچوب نظری برای تحقیق که لزوماً عمیق، خلاصه و دقیق باشد،مشابه تحقیقات کیفی است. این مهم از یک سو باعث آزادی عمل محقق در فعالیت هایآینده پژوهی می شود و از سوی دیگر به عنوان یک آسیب جدی می تواند برخی کم کاری هایمحقق را از اذهان دور سازد. [12-11]
روشهای آینده پژوهی
روشهای آینده پژوهی توانایی جذب، ادراک و دستیابی به نظرهای شخصی را دارند؛ نظرهاییکه در ارتباط با زندگی هستند و از آن ناشی می شوند. انعطاف پذیری یکی دیگر ازویژگی های ارزنده رو شهای آینده پژوهی است که نه تنها می تواند به سؤال های از پیشتعیین شده پاسخ دهد، بلکه موجب می شود محقق توانایی پاسخگویی به سؤا لهای مطرح شدهدر زمان اجرای تحقیق را نیز داشته باشد. تحقیقات آینده پژوهی بنا به ماهیت انتزاعیو استقرایی که دارند بر خلاف تحقیقات انضمامی و قیاسی با دغدغه و دشواری خاصی موردارزیابی قرار می گیرند. لذا باور پذیری، انتقال پذیری، اتکا ءپذیری و تأییدپذیریدر مورد نتایج حاصل از تحقیقات آینده پژوهی بسادگی سایر تحقیقات میسر نیست. به طورکلی برای موفقیت در فعالیت های آینده پژوهی، محقق و نگاهی که به پژوهش دارد بسیارحائز اهمیت است. آیند هپژوهی تنها در تاش برای شناخت آینده نیست. آنچه برای آیندهپژوهی اصل است، ساخت آینده است و این کار محقق نخواهد شد مگر با شناخت درست روشهای مناسبی که محقق آینده پژوه را در این مسیر یاری می رساند. [13]


مطالعات آینده پژوهی
مطالعات آینده پژوهی در شرکت های آلمانی توسط پانک صورت گرفت تا انگیزه و اهداف بهکارگیری آینده پژوهی در شرکت ها و تحلیل روش های آن را بررسی نماید. 26 شرکت بزرگخانوادگی مطالعات آینده پژوهی داشتند و یا حداقل نوآوری های زیاد و استراتژی هایمعطوف به آینده را دنبال می کردند.همچنین بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم، و بهدنبال تجزیه و تحلیل تکنولوژیهای مورد استفاده در آلمان و ژاپن، متدهای نوینیبرای آینده پژوهی ابداع شد و در نتیجه آن دستاوردهای تکنولوژی مهم دهههای 1950 و1960 شامل رادار، موشکهای بالیستیک قاره پیما و حمل و نقل هوایی از قبل پیش بینیشد.
مطالعات آینده و مدیریت
از مهم ترین عناصر تشکیل دهنده برنامه های استراتژیک، توجه به آینده نگری و تدوینطرح ها و برنامه ها بر اساس شرایط آتی است.پیدا کردن یک تعریف روشن و مشترکی ازمطالعات آینده امکان پذیر نیست. مطالعات آینده در شرکت های بزرگ، به عنوان یکفعالیت با هدف حمایت از آیند? استراتژیک عمل گرا دنبال می شود. مفاهیم مدیریت وآینده مطالعات استراتژیک هر دو استدلال می کنند که پیچیدگی و پویایی در محیط رو بهافزایش است و سازمان نیاز به مدیران برای تصمیم گیری در چنین محیطی را ضروری میداند. از آنجا که آینده نقش مهمی در برنامه ریزی و تصمیم گیری بازی می کند اهمیتمطالعات آینده در مدیریت بیشتر به چشم می آید. در برنامه ریزی حال حاضر پیش بینیآینده در موقعیت های برنامه ریزی روزانه مشاهده می شود. برنام? آینده، اتصال آیندهبه زمان حال را به تصویر می کشد. بدون درک تصمیم گیری های آینده نمی توان جهت گیریتصمیم گیری آینده را تعیین کرد. [15]
مدیریت مسئله و هشدار استراتژیک
هدف از مدیریت مسئله این است که برای اولین بار به شناسایی و نظارت بر نیروهایاجتماعی،تکنولوژیکی، سیاسی ، اقتصادی و سپس تفسیر و تعریف مفاهیم و نظرات و درنهایت تنظیم اقدام استراتژیک به منظور مقابله با این وضعیت اقدام شود. فرض اساسیاین است که ناپیوستگی ها بدون اخطار ظاهر نمی شود. این علائم هشدار دهنده میتوانند به عنوان سیگنال های ضعیفی توصیف شوند. مفهوم سیگنال ضعیف هدف تشخیص زودهنگام آن سیگنال است که می تواند به شگفتی استراتژیک و یک رویداد منجر شود که درنتیجه پتانسیل استراتژی سازمان را به خطر اندازد. تشخیص سیگنال های ضعیف است بااسکن محیط سازمان به دست می آید. مفهوم پویش محیطی توصیف فرایندی است که به موجبآن محیطی که سازمان در آن فعالیت می کند بطور سیستماتیک برای اطلاعات مربوطه بررسیشده است. هدف این است که برای شناسایی سیگنال های اولیه تغییرات زیست محیطی امکانپذیر شود و درحال حاضر تشخیص تغییرات زیست محیطی در جریان است. [16]
مدیریت استراتژیک
مدیریت استراتژیک فعالیتهای مربوط به بررسی، ارزشیابی و انتخاب استراتژیها واتخاذ هر گونه تدابیر درون و بیرون سازمانی برای اجرای این استراتژیها و در نهایتکنترل فعالیتهای انجام شده را در برمیگیرد . از نظر تاریخی، منفعت اصلی مدیریتاستراتژیک این بوده است که به سازمان کمک میکند از مجرای استفاده نمودن از روشمنظم تر، معقولتر و منطقیتر راهها یا گزینههای استراتژیک را انتخاب نماید وبدین گونه استراتژیهای بهتری را تدوین نماید. لذا تصمیمات و فعالیتهای یکپارچهدر جهت توسعه استراتژیهای مؤثر، اجرا و کنترل نتایج آنهاست .با نگاهی دقیق بهمفهوم مدیریت استراتژیک میتوان به ضرورت استفاده از آن پی برد. با توجه بهتغییرات محیطی که در حال حاضر شتاب زیادی به خود گرفته است و پیچیده شدن تصمیماتسازمانی، لزوم بکارگیری برنامهای جامع برای مواجهه با اینگونه مسائل بیشتر ازگذشته احساس میشود. [16-15]
مدیریت استراتژیک با تکیه بر ذهنیتی پویا، آیندهنگر، جامعنگر و اقتضایی راه حلبسیاری از مسائل سازمانهای امروزی است. پایه های مدیریت استراتژیک بر اساس میزاندرکی است که مدیران از شرکتهای رقیب، بازارها ، قیمتها ، عرضهکنندگان مواداولیه، توزیعکنندگان، دولتها ، بستانکاران، سهامداران و مشتریانی که در سراسردنیا وجود دارند قرار دارد و این عوامل موفقیت تجاری در دنیای امروز را رقم میزنند. در نتیجه یکی از مهمترین ابزارهایی که سازمانها برای حصول موفقیت در آیندهمیتوانند از آن بهره گیرند مدیریت استراتژیک و اختلاط آن با آینده پژوهی می باشد.


آینده پژوهی و مدیریت استراتژیک
مفهوم مدیریت استراتژیک و آینده پژوهی هر دو دربار? شناسایی پیچیدگی ها و پویاییهای برخاسته از محیط های سازمانی و نیازمندی های مدیران برای تصمیم گیری در چنینمحیطی بحث می کنند. با نگاه مختصری به نقش آینده در طراحی و تصمیم گیری، می توانبه اهمیت آینده پژوهی در مدیریت پی برد. پیش بینی آینده در طراحی می تواند درموقعیت های طراحی روزانه دیده شود، زیرا هر اقدام تصمیم گیری بر پای? برخی مفروضاتدر آینده مبتنی خواهد بود. یک طرح، آینده را به زمان حال می کشاند. مفهوم مدیریتاستراتژیک خود به واسط? در گیری در محیط سازمانی مفهوم سازی شده است. هدف مدیریتاستراتژیک ساخت فوق فعال آینده است. بحث دربار? تأکیدات بر آینده، به اهمیت آیندهپژوهی در مدیریت اشاره دارد. آینده پژوهی و مدیریت استراتژیک، به عنوان دو وظیفهاصلی مدیریت ، از چالش های بزرگ مدیران دردهه های اخیر بوده است. تلقی درست دربارهسازمان به عنوان یک سیستم باز که دائما با محیط پیرامون خود درارتباط بوده و ازتغییر و تحولات آن تاثیر می پذیرد لزوم آشنایی و بهره گیری از دانش مدیریتاستراتژیک را دو چندان می نماید . مدیریت استراتژیک به سازمان این امکان را می دهدکه به شیوه ای خلاق ونوآور عمل کند و برای شکل دادن به آینده خود به صورت انفعالیعمل نکرده و سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل درآورد . مدیریتاستراتژیک به واسط? در گیری در محیط ، آینده را به زمان حال کشانده و در ساختارسازمانی مفهوم سازی شده است . هدف مدیریت استراتژیک ساخت آینده است. تلاش برایبهبود فرآیند تصمیم گیری با توجه به وضعیت فعلی و رسیدن به نتایج مطلوب در آیندهاز سال ها پیش آغاز شده است .با توجه به اینکه تصمیمات فعلی، احتمالاً تا سالهایزیاد تاثیرات خود را خواهند گذاشت، این مساله همواره یکی از دغدغه های اصلی انسانبوده است. امروزه روش های مرسوم مدیریت استراتژیک جای خود را به روشهای نوین برپایه ی چشم انداز داده اند. استراتژیست های سازمان با رفت و برگشت بین حال و آیندهسازمان امکان می یابند تا فرصت ها و تهدیدها و پارادایم های نوظهور احتمالی را کشفکرده واستراتژی سازمان را بر پایه ان ها رقم بزنند. رویکرد هنجاری هم اکنون از طریقتکنیک آینده پژوهی به رویکرد کاملا عملیاتی و ممکن تبدیل شده و به هیچ وجه ذهنی وتخیلی نیست.
آینده پژوهی،مدیریت استراتژیک، مدیریت بحران
اصل اساسی در تفکر استراتژیک، اندیشیدن به آینده است؛ این بدان معناست که باید بهآینده اهمیت ویژه ای داد. باید از اینجا شروع کرد که چه اتفاقی ممکن است در آیندهبیافتد و آن را به خوبی متصور شد سپس برای واکنش در برابر آن برنامه ریزی کرد.برای اثر بخش بودن مدیریت استراتژیک و مدیریت بحران ، مشارکت مدیریت ارشد سازمانضروری است.در فرایند مدیریت استراتژیک تیم مدیران ارشد و مدیر عامل، فرایندها راساختار داده و هدایت میکنند. مدیریت بحران مکمل مدیریت استراتژیک است و می تواندبا اضافه شدن به مدیریت استراتژیک، قوت و توان آن را اضافه کند . مرحله اصلی درفرایند مدیریت استراتژیک، مرحله اجرای استراتژی است. این مرحله با تعیین سیاستهایسازمانی و هدف های سالانه آغاز می شود. هدف های سالانه در جهت رسیدن به هدف هایبلندمدت تعیین می شوند. مدیریت وکنترل بحران باید در فرایند مدیریت استراتژیکیکپارچه شود زیرا در شش عامل با یکدیگر مشترک هستند. این وجوه اشتراک به این قراراست: تأکید بر روابط محیطی، حضور مجموعه پیچیده ای از ذی نفعان، درگیری مدیریتارشد سازمان با آنها ، تأثیر پذیری کل سازمان، توصیفی از یک الگوی ثابت و نمایانگرفرایندهای نوظهور. مرحله نهایی در فرایند مدیریت استراتژیک یکپارچه، ارزیابی میزانپیشرفت اجرای استراتژی ها و برنامه های بحران و نیز ارزیابی میزان رسیدن به هدفهاست. این ارزیابی ها از طریق کنترل پس نگر و پیش نگر انجام می شود. اطلاعات بهدست آمده از این مرحله در جهت حل مشکلات، انجام اقدامات اصلاحی و تعریف مجدداستراتژیها مورد استفاده قرار می گیرند. [14-13]


فرآیند مدیریت استراتژیک و معضل تغییر پذیری و اطمینان
به منظور بررسی نیاز به توسعه در یک افق زمانی طولانی و ضرورت مقابله با تغییرمحیط سازمان باید رویکرد مدیریت استراتژیک را اجرا شود. عملکرد مدیریت استراتژیکاجازه می دهد تا پاسخهای یافته شده برای تغییرات رخ داده و ایده ها به منظور توسع?برنامه ریزی شد? تغییرات تازه سازی شود.
استراتژی در مرکز توجه قرار دارد، تدوین و اجرای آن مبنایی برای فرایند مدیریتاستراتژیک ارائه می کند.
واقعیت این است که تفاوتهای جنبه های مختلف مدیریت استراتژیک پایه ای را تشکیل میدهند، اما تأکید بر عواملی است که مسیرهای مختلف رسیدن به موفقیت را نشان می دهندو اینکه راه حل آنها نیاز به دانش دربار? فعالیت شرکت در اجرای این روش دارد.
به طور خاص، اگر پذیرش وتحقق تغییر مداوم محیط صورت بگیرد، قرار دادن روش برنامهریزی سفت و سخت در مرکز توجه، ممکن است باعث افزایش شک و تردید شود. هنگامیکهفرایند مدیریت استراتژیک تجزیه و تحلیل شود، قابل توجیه نیست که نیاز مقابله باچالش های مطرح شده توسط تناقض تغییرپذیری و اطمینان نشان داده شود. [15-14]
فرصت تحلیل تغییرات
بطور کلی جستجوی فرصت ها با برخی ازعوامل درجه اول تغییر؛ خلاقیت و نوآوری در ارتباطاست . بنابراین این یک مفهوم مبهم است، اما می توان آن را شخصیت های نوآورانه فرضکرد. فرصت ها به صورت پویا و همراه با تغییردر حال گسترش هستند، بنابراین دراینرویکرد فرصتها چالشی برای یک نگرش فعال است. اجرای فرایند مدیریت استراتژیکراهکاری برای تغییرات وشروع جستجو برای فرصت های توسع? جدید را تحمیل می کند.
راهنمایی هایی مهم برای عوامل مؤثر بر جستجوی فرصتها عبارتند از:
- فرمولیزه کردن شکل استراتژی
- مدیریت دوراندیشانه
- برنامه ریزی بلند مدت
- اولویت های توسع? متهورانه
- همکاری های بلند مدت[16]
آینده پژوهی و شکاف استراتژیک
کار آینده پژوهی آن است که شکافهای فرصت و عملکرد را شناسایی کند. شکافها نشاندهنده تفاوتهای میان عملکرد رقابتی مطلوب (آینده) و عملکرد رقابتی عملی (فعلی) میباشند. شکافها تفاوت میان آنچه شرکت باور دارد که باید انجام دهد (قصد و نیتاستراتژیک) و آنچه شرکت می تواند انجام دهد (واقعیت فعلی شرکت) را نشان می دهند.
شرکت میتواند در هر نقطهای از زمان دارای شکاف استراتژیک و نیز شکاف دانش باشد.این شکافها، تفاوت میان آرمانها یا امیدهای جمعی سازمان را با توجه به آنچه بایدانجام شود را نشان می دهند که از راه گزاره ارزشی سازمان و واقعیت فعلی آن بیانمی شوند؛ گزاره ای که انعکاس آن چیزی است که سازمان می داند که می تواند انجامدهد . شکافها محدودیت های رقابتی شرکت را منعکس می کنند و نشان دهند? آن هستند کهشرکت در چه مقاطعی نیاز به بهبود دارد (پر کردن شکاف) و هم چنین نشان دهند? تحولسازمانی و نیز فرصت هایی برای بهبود هستند. گزینه های تحول می توانند از پیامدها ونتایج تجزیه و تحلیل دو شکاف، مشتق شوند.
شکافهای استراتu200dژیک و دانش میتوانند با کمک روشها و ابزارهای ویژهای که تصویریقابل اطمینان و موثق از موقعیت رقابتی فعلی شرکت را فراهم می سازند، شناسایی وتحلیل شوند. این ابزارها یا روشها ممکن است به عنوان مثال یک متدولوژی تجزیه وتحلیل استراتژیک پرتفولیو باشند، مانند متدولوژیای که توسط نویسندگان یک پروژهتحقیقاتی در سال 2000 توسعه یافت و نتیج? آن بررسی توانمندی های شرکت بر حسب اثر ونقطه قوت رقابتی آنها بود. این تجزیه و تحلیلها نشان داد که جایی که شکافهای دانشو استراتژیک در پرتفولیوی شرکت وجود دارند، حوزه هایی هستند که باید منابع درآنها به منظور ایجاد موقعیت رقابتی در آینده سرمایه گذاری شوند. [8-1]

نتیجه گیری
آینده پژوهی، مقدمه و پیش درآمد ورود به بحث های مطالعات استراتژیک به شمار میآید. در واقع، فرد پس از آنکه توانست مغز خود را به پویش وادارد، توان تحلیل دادهها را بیابد، حرکت های آتی را مدّنظر قرار دهد، احتمالات پیش رو را شناسایی کند،کلّیت سیستم را در ذهن تجسم کند و بالاخره به شناسایی و تحلیل اقدامات و سیاست هایسایر رقبا نائل آید، آنگاه با این ذهن پویا قادر خواهد بود به تفکر استراتژیکبپردازد و در مرحله ای پیشرفته تر، با جمع آوری دیدگاه ها و نظرات و یا در نظرداشتن تناقضات موجود، بتواند با در نظر گرفتن عنصر زمان و نیز منابع در دسترس، راهحل هایی که کمترین میزان ضرر و بیشترین میزان منفعت را دارا باشند، بیابد و ازتجربه های به دست آمده در این راه، برای حل بحران های بعدی بهره جوید.
مهم ترین وظیفه یک استراتژیست، دستیابی به شناختی صحیح از وضعیت پیش رو است. بر ایناساس، آینده نگری و استفاده از ابزارهای علمی برای آینده پژوهی، در مدیریتاستراتژیک اهمیت حیاتی دارد. از آنجا که یکی از ارکان اصلی برنامه ریزی استراتژیکدارا بودن ذهنی خلاق و آینده پژوهانه است، آینده پژوهی و مدیریت استراتژیک در محیطهای علمی و اکادمیک مانند دو بال پرواز به سوی یک مقصدند که به موازات هم رشدیافته اند. در جهان پر از تحول معاصر، مدیران و برنامه ریزان آگاه و آینده نگر، بهجای انتظار برای استقبال از آینده در محیط کارشان و اتخاذ تصمیم در هنگام رویاروییبا آینده، تفکر برنامه ریزی خود را با ماشین زمان به آینده منتقل کرده و با حضوردر آینده مطلوب با رویکرد پس نگری از آینده به امروز مسیرهای توسعه را تابلوگذاریو سیاستهای رسیدن به آن آینده مطلوب را ترسیم می کنند . از بین سه زمان گذشته، حالو آینده، زمان آینده از هم? آنها مهمتر است و اینکه بحث دربار? ارتباط بین تصمیمگیری، طراحی و تأکیدات بر آینده به اهمیت آینده پژوهی در مدیریت اشاره دارد. آیندهپژوهی می تواند بیشتر بر مبانی علمی استوار شود و در جهت بهبود روش های خود ترغیبگردد. بزرگترین چالش پیش روی آینده پژوهی اهمیت اجرایی بودن روش های آن در شرکت هااست.
به طور خلاصه می توان گفت شرکتهایی که آینده نگرند، به راحتی غافلگیر نمی شوند وهمواره برای آینده آماده هستند در حالی که رقبای آنها در صنعت از وقوع یک اتفاقشوکه شده و دچار بحران می شوند، آنها از قبل برای استفاده از فرصتها و دوری ازتهدیدهای ناشی از وقوع آن حادثه آماده شده اند لذا همین ویژگی موجب پیشتازی وبرتری آنها نسبت به رقبا میشود اما شناخت آینده با توجه به تغییرات گسترده ای کهدر آن صورت خواهد گرفت به آسانی انجام پذیر نیست و بدون داشتن اطلاعات کافی ازآینده و چشم اندازها در هر سطحی نمی تواند قابل اتکا و اعتماد باشند بنابراینضرورت آینده پژوهی بهمراه مدیریت استراتژیک به منظور جهت دهی به سرمایه، تکنولوژیو نیروی انسانی همواره آشکار می شود. آینده پژوهی مستقیما در خدمت مدیریت و برنامهریزی راهبردی قرار می گیرد و می تواند نقش تعیین کننده ای در تصمیم سازی و سیاستگذاری ایفا نماید. آیندهپژوهان برای سنجش میزان مطلوبیت آیندههای بدیل، بایداهداف و ارزش¬های بشری را مطالعه و ارزیابی، و از آن¬ها استفاده کنند ، همچنینباید به درک ماهیت جامعة مطلوب و نیز به معیارهای قضاوت و ارزیابی خود، توجهویژه¬ای داشته باشند.

منابع

] 1 [افشین، ایرجی ، (1383) ،کاربرد تکنیک های آینده نگری در برنامه ریزیاستراتژیک ، فصلنامه مدیریت فردا
] 2 [امینی ، مصطفی ، (1390) ،پایگاه اینترنتی اینده پژوهی
] 3 [امینی ،محمد تقی ، سهرابی، شهاب ، (1389) ، انواع فرهنگ و نقش آنها در تعییناستراتژی مناسب ، دو ماهنامه مدیریت
] 4 [باقری ، سجاد، (1392) مدیریت منابع انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت
] 5 [خزایی سعید -الهی دهقی ،ایرج ، (1391) عوامل موفقیت در اینده نگاری ملی ،فصلنامه علمی تخصصی مطالعات اینده پژوهی
] 6 [خزایی، س (1388) ،دیده بانی و مفاهیم ،دیده بانی و مفاهیم ،روش ها و پایگاهها ،موسسه آموزشی تحقیقاتی ودجا،تهران
] 7 [زالی نادر ،اقتباس از خزائی، سعید و جاذبی زاده همایون ، (1387) ، برنامهریزی برای آینده، پیش بینی یا آینده نگاری؟"
] 8 [گیلانی نیا ،شهرام ، (1391) ، مدل موثرتصمیم گیری و قطعیت در مورد تغییراتآینده ، دانشیار گروه مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت ،چاپ فصلنامه مهندسیمدیریت
] 9 [عالی زاده عبدالرضا (1388) اینده پژوهی چه نسبتی با برنامه ریزی استراتژیکدارد؟ انتشارات هنر رسانه
] 10 [کیانی و غفاریان،پنج فرمان برای استراتژیک، (1384)
] 11 [ملکی فر عقیل (1385) الفبای آینده پژوهی
] 12 [ملکی فر سیاوش (1392) ، آینده پژوهی پیشرفته ادوارد کورنیش
] 13 [خاکسفیدی،م. مصری، ج (2014 )راهبردهای سازمانی در مدیریت بحران:داده کاوی وسیستم های پشتیبانی تصمیم گیری،پنجمین کنفرانس بین المللی مدیریت جامع بحرانهایطبیعی .
[14]
Altiok, P. (2011), Applicable vision, mission and the effects of strategicmanagement on crisis resolve, Procedia - Social and Behavioral Science,
Vol. 24, pp. 61-71.
،[15]
Mintzberg, H. & J. Lampel(1999), Reflecting on the Strategy Process", Sloan Management Review, Vol.40, No. 2
Feigenbaum, A. & S. Hart & D. Schendel (1996), "Strategic Reference Point Theory", Strategic Management Joual,Vol. 17 .
Altiok, P. (2011), Applicable vision, mission and theeffects of strategic management on crisis resolve, Procedia - Social and Behavioral Science,
Vol. 24, pp. 61-71.
Alvarez, S.A. and Baey, J.B. (2007), Discovery andcreation: alteative theories of entrepreneurial action, StrategicEntrepreneurship Joual,
Vol. 1 No. 1-2, pp. 11-26.
Barringer, B.R. and Bluedo, A.C. (1999), The relationshipbetween corporate entrepreneurship and strategic management, Strategic Management
Joual, Vol. 20, Iss. 5, pp. 421–444.
[16]
Busenitz, L.W. (1996), Research on entrepreneurialalertness, Joual of Small Business Management, Vol. 34 No. 4, pp. 35-44.
Chiasson, M. and Saunders C. (2005), Reconcilingdiverse approaches to opportunity research using the structuration theory, Joual ofBusiness
Venturing, Vol. 20 (6), pp. 747-767.
Davies W. (2000), Understanding strategy, Strategy & Leadership, 28.5. 2000, pp. 25-30.
Dibrell, C., Craig, J., Hansen E. (2011), Naturalenvironment, market orientation, and firm iovativeness: An organizational life cycleperspective,
Joual of Small Business Management, Vol. 49 (3), pp. 467-489.
E. Coish, Futuring: The Exploration of the Future, World FutureSociety, Bethesda, MD, 2004.
H.I. Ansoff, Implanting Strategic Management, Prentice-HallInteational, New Jersey, 1984.
K. Burmeister, A. Neef, B. Albert, H. Glockner,Zukunftsforschung und Unteehmen, Druck- und Verlagskooperative stattwerk,
Essen, 2002

مدیریت فناوری اطلاعات...

ما را در سایت مدیریت فناوری اطلاعات دنبال می‌کنید

برچسب: آینده پژوهی و مدیریت استراتژیک,تفاوت آینده پژوهی و مدیریت استراتژیک,آینده پژوهی در مدیریت استراتژیک, نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 9:32

صفحه بندی